غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

185

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

با آنان بود . همچنين به همهء شهرها نامه نوشت و نوازندگان و خوانندگان را به بغداد آورد و بر ايشان ارزاق و راتبه تعيين كرد . و هر چه جواهر در بيت المالها بود ميان خواجه‌ها و زنان آزاده‌اش تقسيم كرد . پنج كشتى حراقه به صورتهاى شير و فيل و عقاب و مار و اسب بساخت و بر آب دجله انداخت . ابو نواس در اين باب گويد : عجب الناس اذ رأوك على * صورة ليث يمرّ مرّ السحاب سبّحوا اذ رأوك سرت عليه * كيف لو ابصروك فوق العقاب « مردم از اين كه ديدند بر تنديس شير سوار شده‌اى و چون ابر مىگذرى در شگفت شدند ، و چون ديدنت كه بر او نشسته و مىگذرى از شگفتى سبحان الله گفتند . اگر بنگرندت كه بر عقاب سوار شده‌اى چه خواهند گفت ؟ » محمد امين از برادران و اهل بيتش روى مىپوشيد و آنان را تحقير مىكرد همچنين سرداران لشكر خود را خوار مىشمرد . فرمان داد مجالسى براى كامجوييها و عياشيهايش بنا كنند . همچنين سرپرست كنيزان خود را گفت كه براى او صد كنيز خواننده و نوازنده فراهم آورد . آن زنان به گروههاى ده نفرى تقسيم شده بودند و با عودهاى خود نزد او مىرفتند و يك صدا آواز مىخواندند . گويند : چون خبر مرگ على بن عيسى را با او دادند سرگرم ماهيگيرى بود . به آنكه اين خبر آورده بود گفت : رها كن ! كوثر تا كنون دو ماهى گرفته است و من هيچ نگرفته‌ام . خلاصه آنكه در سيرت او چيزى كه در خور ذكر باشد نيست ، نه حكمتى و نه معدلتى و نه تجربه‌اى . مأمون پسر رشيد چون مأمون را خلافت صافى شد ، على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب [ ع ] را به خراسان دعوت كرد و او را وليعهد مسلمانان و خليفهء بعد از خود قرار داد . نيز دختر خود ام حبيبه را به او داد و به الرضا من آل محمد ملقبش كرد . همچنين سپاهيان خود را فرمود تا جامه‌هاى سياه از تن به در كنند و جامه‌هاى سبز بپوشند . و اين فرمان به همه آفاق بنوشت كه او در فرزندان عباس و فرزندان على [ ع ] نگريسته است و هيچ كس را فاضلتر و پرهيزگارتر و داناتر از على بن موسى [ ع ] نيافته است . از اين رو او را وليعهد خويش قرار داده است . اين